محمد بن حسين البيهقي

1047

تاريخ بيهقى ( فارسي )

خاص ( 9 ) - درگاهى : دربارى ، صفت پيادگان يعنى گروهى پياده كه در دربار خدمت مىكردند ( 10 ) - گزيده‌تر پيلان : پيلان بسيار برگزيده ، صفت مقدم و موصوف ( 11 ) - همگنان : همگان ( 12 ) - هزاهز : بفتح اول و كسر چهارم شور و غوغا ( 13 ) - سراى سنجد : اين كلمه در كتب جغرافيا نيست و در جلگهء مشهد امروز دو سه محل بنام رباط سنگ و سنگ بست و رباط سنجد هست كه ظاهرا قابل انطباق است ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 14 ) - ايمن گونه : ايمن‌وار - ايمن بكسر اول و سكون دوم و كسر سوم ممال آمن بمعنى در امان اسم فاعل از امن ( 15 ) - نوق : بضم اول و سكون دوم ، از محال قوچان ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 16 ) - استوا : نام قديم ناحيهء قوچان ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 665 شمارهء ( 4 ) ( 17 ) - نسا : بكسر اول شهرى نزديك سرخس ( 18 ) - طابران : بفتح سوم يا طبران يكى از دو شهر باستانى طوس - طابران و نوقان كه مجموعا طوس ناميده مىشدند ( مراصد بنقل لغت‌نامهء دهخدا ) ( 19 ) - چشمهء شير خان : ظاهرا همان است كه امروز چشمهء شيرين مىگويند نزديك سعدآباد مذكور ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 20 ) - داروى مسهل : داروى شكم نرم‌كننده و راننده - مسهل اسم فاعل از اسهال مصدر باب افعال از مجرد سهولت بمعنى نرمى و آسانى ( 21 ) - نماز خفتن : وقت نماز عشاء ( 22 ) - بر اثر وى : يعنى بر اثر وزير ظاهرا ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 23 ) - پيش از رفتن وى : يعنى پيش از رفتن وزير ظاهرا ، شايد هم : پس از رفتن وى ، يعنى رفتن امير ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 24 ) - لشكر نامزد ناكرده : لشكرى كه براى اين كار ( مأموريت ) تخصيص داده نشده بود ، موصوف و صفت مفعولى ( 25 ) - گرفت : آغاز كرد ( 26 ) - فروداشتن : متوقف كردن و مانع حركت شدن فردوسى فرمايد : به دروازه برشان فروداشتند * سوى شهرشان هيچ نگذاشتند ( نقل از لغت‌نامهء دهخدا ) ص 935 ( 1 ) - نيك‌اسبه : دارندهء اسب رهوار ، صفت تركيبى ( 2 ) - مقرر گشت : ثابت و مسلم شد ( 3 ) - سوى اون : ظاهرا سوى « استوا » كشيد ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 4 ) - ترياك : بفتح يا كسر اول افيون و معجونى كه به آن ترياق نيز گويند ( 5 ) - خواب تمام نايافته : بخواب كامل نرفته ، جمله حاليه بحذف « بود » ( 6 ) - بگام : يعنى به حركت قدم عادى ، حركت ملايم ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 7 ) - كوس رويين : موصوف و صفت ، طبل و نقاره ساخته از روى ( 8 ) - به تاختنى سخت قوى : با تازش سخت شديد ( 9 ) - خوجان : قصبهء بلوك استوا از نيشابور ( نقل از لغت‌نامهء دهخدا ) ( 10 ) - عقبه : بفتح اول و دوم گردنهء كوه - راه ميان قوچان و كلات ( ابيورد ) از كوه بوده است ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 11 ) - ثقل : بكسر اول